خانه بلاگ

تعداد دفعات نرمال رابطه جنسی: تحقیقات چه می گوید؟

در کارگاه های آموزشی که برای زوج ها برگزار می کنم معمولاً از آن ها می خواهم که سؤالات خود را یادداشت کنند تا در طول کلاس به آن ها پاسخ دهم. یکی از سؤالاتی که بیش از همه پرسیده می شود این است که «چند بار رابطه جنسی در طول هفته طبیعی است؟» و «آیا میزان رابطه زناشویی من و همسرم نرمال است؟»

واقعیت این است که پاسخ دقیقی برای این سؤال وجود ندارد. اما در این مطلب سعی می کنم نکاتی را مطرح کنم که بتوانید به پاسخ مشخصی برای زندگی مشترک خودتان دست پیدا کنید.

رابطه زناشویی بخش مهمی از زندگی مشترک است و تحقیقات نشان داده است در زوج هایی که این رابطه کافی و رضایت بخش ندارند؛ احتمال بحث و درگیری، سردی در رابطه، خیانت و در نهایت طلاق بیشتر است.

میانگین نرمال رابطه جنسی چقدر است؟

میزان رابطه زناشویی زن و شوهر به عوامل مختلفی بستگی دارد. عواملی از جمله میزان تمایل جنسی هر یک از زوجین، طول مدت ازدواج، میزان رضایت از زندگی مشترک، سبک زندگی، شغل زوجین، ساعات کاری، سن زوجین و مهارت های جنسی.

اما بر اساس نظر بیشتر سکس درمانگران (سکس تراپیست) و با توجه به عوامل مختلف، به طور میانگین داشتن سکس بین ۱ بار در هفته تا ۱ بار در ماه نرمال و طبیعی است.

اجازه دهید نتیجه چند تحقیق گسترده در این حوزه را با شما در میان بگذارم تا مسأله برای شما روشن تر شود.

در تحقیقی که روی ۲۰۰۰۰ زوج انجام شد مشخص شد که ۲۶ درصد از زوج ها هفته ای یک بار رابطه داشته اند و غالب شرکت کنندگان در این تحقیق، میزان رابطه زناشویی خود را کمتر از هفته ای یک بار گزارش کرده بودند.

در تحقیق دیگری مشخص شد که زوج های میانسال به طور متوسط ماهی ۲ تا ۳ بار و زوج های جوان هفته ای یک بار رابطه جنسی دارند.

در تحقیق دیگری ۳۰۰۰۰ زوج آمریکایی را در طول ۴۰ سال زندگی مشترکشان مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، نشان داد زوج هایی که به طور میانگین هفته ای یک بار نزدیکی دارند رضایت بیشتری از زندگی مشترک خود دارند.

دفعات نرمال رابطه زناشویی
رابطه زناشویی

تفاوت های فردی در میزان تمایل و رابطه جنسی و سبک زندگی

با توجه به تحقیقات فوق همانطور که پیش از این ذکر شد، می توان هفته ای یک بار تا ماهی یک بار رابطه جنسی را نرمال در نظر گرفت. اما مهم تر از تعداد دفعات، رضایت زن و شوهر از کیفیت رابطه جنسی خودشان است.

همانطور که افراد مختلف اشتهای متفاوتی دارند و برخی به غذا اهمیت بیشتری می دهند برخی کمتر؛ در رابطه جنسی هم همین شرایط وجود دارد. برخی تمایل دارند هر روز رابطه داشته باشند اما برخی هفته ای یک بار و برخی ماهی یک بار برایشان کافی است.

آیا زندگی مشترک شما در خطر است؟

بر اساس قاعده مورد قبول اکثر سکس تراپیست ها، رابطه جنسی کمتر از ۱۰ بار در سال را می توان به عنوان ملاکی برای زندگی مشترک بدون سکس در نظر گرفت.

اگر چه رابطه زناشویی روشی برای ابراز عشق و علاقه زوج ها به یکدیگر است و باعث گرم تر شدن زندگی مشترک می شود اما رابطه جنسی کم به شرط آنکه هر دو نفر مشکلی با آن نداشته باشند زندگی زناشویی آن ها را به خطر نمی اندازد.

برای مشکل رابطه جنسی کِی به مشاور مراجعه کنیم؟

واقعیت این است که رابطه زناشویی مثل چسب، زوج ها را به هم نزدیک می کند و بدون آن زن و شوهر در بهترین شرایط، دوستان خوب و در بدترین شرایط، سوهان اعصاب یکدیگر می شوند!

در صورتی که یکی از دو مورد زیر برای روابط جنسی شما صادق است بهتر است از روانشناس کمک بگیرید:

  1. تعداد رابطه جنسی کمتر از ۱۰ بار در سال
  2. عدم رضایت دو طرف یا یکی از طرفین از رابطه جنسی خود

خلاصه و جمع بندی

امیدوارم به پاسخ سؤال خود درباره تعداد نرمال رابطه جنسی رسیده باشید. به طور خلاصه تعداد مشخصی که برای همه صادق باشد وجود ندارد و مهم تر از آن رضایت زوجین از کیفیت رابطه زناشویی خودشان است. اما بر اساس تحقیقات، رابطه جنسی بین یک بار در هفته تا یک بار در ماه نرمال محسوب می شود.

منبع: کلینیک ازدواج

چقدر با طلاق فاصله دارید؟ 27 زنگ خطر جدی

هیچکس دوست ندارد سرانجام ازدواجش طلاق باشد. اما برخی از علایم هشدار دهنده وجود دارند که زنگ خطر طلاق را به صدا در می آورند. نکته جالب این است که علی رغم آنکه هر فرد و هر ازدواجی منحصر به فرد است، اما عوامل مشترکی می توانند باعث خراب شدن یک زندگی مشترک شود. که در این مقاله درباره آنها صحبت خواهم کرد.

واقعا از صمیم قلب امیدوارم که همه ی شما ازدواج شاد و موفقی داشته باشید اما بیایید صادق باشیم، هیچ ازدواجی بی نقص نیست. پس برای زنده و شاداب نگه داشتن ازدواجتان باید تلاش کنید و اگر علائم هشدار دهنده طلاق را دیدید خودتان را گول نزنید و فکر نکنید این مشکلات خود به خود حل خواهند شد. غالبا این اتفاق نمی افتد! حتما برای حل آنها اقدامی انجام دهید.

زنگ خطر طلاق
طلاق

علایمی که در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد مواردی هستند که می تواند زندگی مشترک شما را به سمت سردی، طلاق عاطفی و در نهایت طلاق بکشاند.

علائم رایج هشدار طلاق

در ادامه با 27 نشانه رایج زندگی های مشترک آشفته آشنا خواهید شد. هر چه نشانه های بیشتری در زندگی مشترک شما وجود داشته باشد؛ وضعیت رابطه شما خراب تر است:

  1. زیاد با هم دعوا می کنید.
  2. از یکدیگر کناره گیری می کنید و نگاه های سرد و پر از خشم به هم دارید.
  3. عادلانه بحث نمی کنید و بیشتر بحث ها به دعوا کشیده می شود.
  4. مرتبا بر سر موضوعی ثابت دعوای مشابهی می کنید.
  5. دعواهای شما از کنترل خارج می شود و به توهین یا درگیری فیزیکی می انجامد.
  6. نسبت به یکدیگری بی تفاوت شده اید
  7. یکی یا هر دو نفرتان از نظر احساسی از هم دور شده اید.
  8. زیاد مقابل فرزندانتان دعوا می کنید.
  9. زیاد از هم بهانه می گیرید و به هم غر می زنید.
  10. دیگر از زمان با هم بودنتان لذت نمی برید. شما یا همسرتان مرتبا ترجیح می دهید زمان آزادتان را دور از یکدیگر سپری کند.
  11. هیچ حرف خوبی برای گفتن به یکدیگر ندارید.
  12. با هم درمورد مشکلات یا احساساتتان صحبت نمی کنید.
  13. به یکدیگر احترام نمی گذارید و از هم شکایت می کنید.
  14. یکی از شما مجبور است بیشتر کوتاه بیاید.
  15. به هم اعتماد ندارید و شکاک هستید.
  16. میزان رابطه جنسی تان خیلی کم شده یا اصلا وجود ندارد.
  17. به هم نیش و کنایه می زنید.
  18. همسرتان همه چیز را به شما نمی گوید.
  19. استرس ها و تنش های رابطه باعث ایجاد مشکلات جسمی در شما شده است.
  20. برای داشتن تجربه های جدید و با هم بودن زمان نمی گذارید.
  21. تلفنش را از شما مخفی می کند و پنهانی با دیگران صحبت یا چت می کند.
  22. همسرتان در شبکه های اجتماعی ارتباط زیادی با دوستان قدیمی هم جنس یا غیر هم جنس خود دارد.
  23. همسرتان تلاش می کند شما را از خانواده و دوستانتان جدا کند.
  24. متوجه می شوید که همسرتان بیشتر از حد درمورد پول دروغ می گوید، با احتیاط بیشتری خرج می کند، پول هایش را پنهان می کند و یا با پول شما را کنترل می کند.
  25. زمانی که همسرتان برای یک سفر کوتاه کاری، جلسه و یا یک بعدازظهر از خانه دور است، خوشحال تر هستید.
  26. در رابطه خود مورد سوء استفاده ی فیزیکی و یا احساسی قرار می گیرید.
  27. یکی از شما یا هردو، به صورت واقعی یا مجازی خیانت کرده اید یا قصد جدی آن را داشته اید.
زنگ خطر طلاق
علایم طلاق

قبل از نزدیک شدن خطر طلاق اقدامی بکنید.

اگر در زندگی مشترک شما چندین مورد از علایم فوق دیده می شود ضروری است که حتما از مشاوره ازدواج کمک بگیرید.

برای اینکه بهترین نتیجه را از مشاوره ازدواج بگیرید، منتظر نمانید ازدواجتان به نقطه بی بازگشت نزدیک شود. اجازه ندهید مشکلات زندگی مشترک شما آنقدر وخیم شود که حل کردن آنها بسیار مشکل و یا غیر ممکن شود.

مراجعه به روانشناس متبحر می تواند به شناسایی ریشه ها و علل مشکلات شما و ارایه راه حل های مشخص  کمک کند تا در صورت امکان زندگی مشترک شما را از خطر طلاق نجات دهد. تحقیقات نشان می دهد مشاوره ازدواج (در صورتی که هر دو زوج در جلسات درمانی شرکت کنند) باعث بهبود کیفیت زندگی مشترک خواهد شد.

حسادت با ازدواج شما چه می کند؟

چه شما حسود باشید و چه همسرتان، حسادت غیر منطقی می تواند به مرور ازدواج شما را نابود کند. در این مقاله به 6 سئوال رایج درباره علل، پیامدها و روش های مقابله با حسادت در ازدواج پاسخ می دهم.

حسادت چیست؟

دکتر باوز حسادت را این گونه تعریف می کند:«حسادت واکنشی به خطر ادراک شده ی واقعی یا ذهنی، علیه رابطه ای ارزشمند و یا کیفیت آن رابطه است». یک نظرسنجی از مشاوران ازدواج نشان داد که حسادت مشکل حدود یک سوم زوج هایی است که به زوج درمانگر مراجعه می کنند.

وجود مقدار کمی حسادت برای ما اطمینان بخش است و حتی شاید در ذات ما وجود داشته باشد. اما اگر زیاد باشد، مشکل ساز می شود و می تواند فرد را به سمت رفتار های خطرناکی سوق دهد.

آیا حسادت طبیعی است؟

در روابطی که حسادت خفیف و گاه به گاه اتفاق می افتد، به زوج ها یاد آوری می کند وجود یکدیگر را بدیهی ندانند و قدر یکدیگر را بدانند و آگاهانه برای اطمینان از اینکه فرد مقابلشان احساس ارزشمندی کند تلاش کنند.

این میزان حسدورزی، هیجان رابطه را بیشتر، احساس عشق را قوی تر و رابطه ی جنسی را گرم تر می کند. پس کمی حسود بودن به شرط آنکه قابل کنترل باشد، می تواند نیروی مثبتی برای رابطه شما باشد. اما زمانی که شدید و غیر منطقی شود، داستان متفاوت خواهد بود و می تواند خطر جدی برای رابطه باشد.

فرد حسود چه حسی دارد؟

فرد حسود مجموعه ای از احساسات شامل ترس، خشم، تمسخر، شکست، شک، تهدید، عصبانیت, اندوه، نگرانی، حسرت، ناراحتی، عدم اطمینان، درد و  خودخوری را تجربه می کنند.

حسادت ما را اندوهگین و ناامید می کند و چنان احساس افسرده کننده ای ست که نمی توانیم حتی با بهترین دوست خود درموردش صحبت کنیم اما آن را درون خودمان نیز نمی توانیم نگه داریم. در نتیجه ما را در یک بدبختی عجیب فرو می برد و اگر اجازه ی رشد پیدا کند، مانند سمی خطرناک علیه سلامت طبیعی ما عمل خواهد کرد.

چرا زوج ها حسادت می کنند؟

حسادت می تواند توسط عوامل متعددی ایجاد شود که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:

  • داشتن انتظارات غیر واقعی از ازدواج
  • داشتن انتظارات غیر واقعی از همسر
  • احساس اشتباه تملک نسبت به همسر
  • وجود تجربیات دردناک رها شدگی و ترک شدن در گذشته
  • عزت نفس پایین
  • احساس ناامنی
  • ترس از رها شدن و یا خیانت.
  • ترس از دست دادن کسی یا چیزی که برای شما ارزشمند است.
  • تمایل به کنترل همسر
حسادت در ازدواج
حسادت

حسادت غیرمنطقی در ازدواج چه پیامد هایی دارد؟

برخی از احساساتی که در واکنش به حسادت در زن یا شوهر یا هر دو ممکن است ایجاد شود عبارتند از:

  • نارضایتی.
  • افزایش بی اعتمادی.
  • خشم.
  • بیشتر شدن بحث ها.
  • نیاز مداوم به اطمینان گیری و چک کردن
  • افسردگی.
  • سوال و جواب کردن های مداوم (کجایی؟، کجا بودی؟، کی میای؟ و….)
  • واکنش های جسمانی مثل لرزیدن، احساس سرگیجه، تغییر در الگوی خواب و عادات غذایی.
  • طلاق عاطفی
  • طلاق

کسانی که از نظر عاطفی احساس امنیت می کنند و بیشتر خودشان را دوست دارند، کمتر حسودی می کنند  و کمتر نسبت به همسر خود احساس مالکیت دارند. درحالی که افراد با تجربه ی رها شدگی و یا خیانت ، ممکن است شدیدا نسبت به همسر خود شک کنند.

فرقی ندارد شما حسودی کنید یا همسرتان. این احساس به تدریج رابطه ی شما را فرسوده و ازدواجتان را از بین می برد. پس باید هر چه زودتر یادبگیرید آن را کنترل کنید. کنترل کردن حسادتتان به معنی کنترل همسرتان نیست بلکه به معنی مدیریت هیجان خود شما است.

چند توصیه برای کنترل حسادت

واقعا آیا می توان بر حسادت غلبه کرد؟ پاسخ مثبت است، اما با تلاش بسیار. همانند اغلب تجربیات سخت هیجانی دیگر، این احساس هم اگر به درستی درمان شود باعث رشد شما خواهد شد. برخی از اقدامات موثر در کنترل حسادت عبارتند از:

  • به حسود بودن خودتان اعتراف کنید و بپذیرید که حسادتتان دارد به شما و ازدواجتان آسیب می زند.
  • درمورد منشاء حسادت خودتان و یا همسرتان صحبت کنید.
  • جاسوسی همسرتان را نکنید.
  • اگر فرد حسود رابطه هستید، تصمیم به تغییر این رفتار بگیرید. ممکن است لازم باشد به روانشناس مراجعه کنید و ریشه های مشکل خود را شناسایی و درمان کنید
  • بپذیرید که نمی توانید فرد دیگری را کنترل کنید و هر دو آن را اجرا کنید.
  • اگر همسرتان به شما مشکوک است، به او درمورد اینکه کجا هستید و چه کار می کنید دروغ نگویید و چیزی را پنهان نکنید.
  • در صورت شدید بودن شدت حسادت هر دو نفرتان از یک زوج درمانگر کمک بگیرید.

مشاوره ازدواج: 15 نکته برای رفتن یا نرفتن

1

کمتر ازدواجی را پیدا می کنید که در آن هیچ مشکلی وجود نداشته باشد (البته به جز در فیلم ها و قصه ها!!). اما آیا هر مشکلی نگران کننده است؟ برای چه مشکلاتی باید از مشاوره ازدواج کمک گرفت؟ در این مقاله قصد دارم پاسخ روشنی به این سئوال بدهم.

مشاوره ازدواج برای چه زوج هایی بیشترین فایده را دارد؟

زوج هایی که شرایط زیر را دارند مشاوره ازدواج برای آنها مفیدتر خواهد بود:

  • زوج های جوان تر
  • زوج هایی که تعصبات جنسیتی ندارند (از جمله باورهای فمینیستی یا مردسالارانه)
  • زوج هایی که هنوز یکدیگر را دوست دارند
  • زوج هایی که نقش خود را در مشکلات زندگی مشترک خود می پذیرند
  • زوج هایی که آمادگی تلاش و تمرین برای تغییر کردن را دارند.
  • زوج هایی که تمایل دارند روی خود و ضعف هایشان کار کنند.

مشاوره ازدواج برای چه زوج هایی کمترین فایده را دارد؟

اگر ازدواجتان بیشتر به موارد زیر شباهت دارد، ممکن است مشاوره ازدوج برای شما چندان مفید نباشد. این به معنی این نیست که باید تسلیم شوید، بلکه باید انتظارات واقع بینانه ای از جلسات مشاوره خود داشته باشید.

توصیه می کنم این مقاله را هم مطالعه کنید : مشاوره قبل از ازدواج واقعا به درد می خورد؟

  • زوج هایی که مشکلات زندگی مشترک آنها مزمن شده و سال های طولانی از آنها گذشته است.
  • ازدواج هایی که در آن حداقل یکی از طرفین اصرار به طلاق دارد
  • افرادی که نسبت به هر توصیه ای که برای نجات ازدواجشان مطرح شود مقاومت می کنند.
  • زوج هایی که معتقدند خودشان هیچ نقشی در مشکلات فعلی زندگی مشترک خود ندارند.
  • ازدواج هایی که یکی از طرفین آن درگیر اعتیاد، الکل و یا پورنوگرافی باشند.
  • زوج هایی که یکی از طرفین جلسات مشاوره و مفید بودن آن را قبول ندارد و به اصرار یا اجبار همسر خود در جلسات شرکت می کند.
مشاوره ازدواج
مشاوره ازدواج

شیوه های موثر مشاوره ازدواج

یکی از تاثیرگذار ترین روش های مشاوره ازدواج که تحقیقات مختلف اثربخشی آن را تایید کرده، زوج درمانی هیجان مدار و درمان شناختی رفتاری است. نتایج تحقیقات تاثیر طولانی مدت این 2 روش درمانی بر کیفیت زندگی زوجین را مورد تایید قرار داده است.

البته منظور من این نیست که این 2 روش برای همه زوج ها موثر است. زوج های مختلف با توجه به نوع مشکلات زندگی مشترک شان ممکن است از روش های مشاوره متفاوتی به نتایج بهتر دست یابند. اما این 2 روش برای طیف وسیع تری از زوج ها موثر است.

عوامل خطر در رضایت از زندگی مشترک

  • آیا در سن کم ازدواج کردید؟
  • آیا اختلاف تحصیلی زیادی با همسر خود دارید؟
  • آیا مشکلات مالی جدی دارید و از عهده هزینه های زندگی برنمی آیید.
  • آیا دین شما و همسرتان متفاوت است؟
  • آیا معمولا یکدیگر را نقد می کنید؟
  • آیا در ارتباط با همسرتان بیشتر حالت دفاعی دارید؟
  • آیا تمایل دارید از یکدیگر فاصله بگیرید؟
  • آیا نسبت به هم بی تفاوت و خشمگین هستید؟
  • آیا در ازدواج شما خیانت، اعتیاد یا سوء استفاده وجود دارد؟
  • آیا در زندگی مشترک شما رابطه جنسی معنا ندارد؟

اگر پاسخ تان به بیشتر این سوالات مثبت است، به لحاظ آماری ازدواج شما بیشتر در معرض خطر است. البته به این معنی نیست که هیچ امیدی به زندگی مشترک شما وجود ندارد. بلکه ممکن است به معنی این باشد که باید سخت تر و بیشتر برای رابطه ی خود تلاش کنید.

دو مهارت اساسی زوج های موفق

مطالعات جان گاتمن نشان می دهد علی رغم وجود درگیری میان همه ی زوج ها، میزان رضایت از زندگی در زوج هایی که صمیمیت و توانایی حل مساله بیشتری دارند بالاتر است.

برای مراجعه به زوج درمانگر معطل نکنید

اگر فکر می کنید ازدواج تان با مشکل مواجه شده، منتظر نمانید چون هر چه مشکلات شما مزمن تر شود؛ حل کردن آنها سخت تر خواهد شد.

مشکلات زندگی مشترک مثل زخم هستند که در مراحل اولیه شاید با یک چسب زخم قابل حل باشد اما اگر همین زخم مزمن شود ممکن است به عمل جراحی نیاز داشته باشد. در صورت بروز اختلاف در زندگی مشترک خود و ناتوانی در حل آنها هر چه زودتر از مشاوره ازدواج کمک بگیرید.

4 روش برخورد با شوهر بچه ننه

شوهر بچه ننه مردی است که بیش از اندازه به مادرش وابسته است و معمولا تصمیمات مهم زندگی را مادرش برایش می گیرد البته هر مردی که به مادرش نزدیک است لزوما بچه ننه نیست.

اما زندگی با مردی که از نظر احساسی بیش از حد به مادرش وابسته باشد احتمالا مشکل ساز خواهد بود. به نظر می رسد این مردان بدون مادرشان نمی توانند کاری انجام دهند.

اگر فکر می کنید همسر شما هم به مادرش وابسته است این 4 نکته را به خاطر داشته باشید:

 ۱. تن به خواسته های شوهر خود ندهید.

 ممکن است همسر شما طوری بزرگ شده باشد که مادرش هرچه او خواسته و نیاز داشته برآورده کرده باشد، اما این بدان معنی نیست که شما هم باید همان گونه با وی برخورد کنید.

بسیار مهم است که حد و مرزی تعیین کنید و به او بفهمانید که شما مثل مادرش رفتار نخواهید کرد. او می تواند وقتی با مادرش است مثل یک بچه رفتار کند و هرچه می خواهد به دست آورد، اما زمانی که با شماست باید مثل مردی باشد که می تواند از خودش مراقبت کند.

گاهی ممکن است همسرتان برای رسیدن به هدفش شما را فریب دهد و شما را به اینکه او را دوست ندارید متهم کند، اما بایستی قوی باشید و فریب او را نخورید.

احتمالاً او حرفهایی خواهد زد که واقعیت ندارند و فقط می خواهد به هدفش برسد. اگر تسلیم شوید او را ترغیب می کنید که به انجام این رفتار فریبکارانه اش با شما ادامه دهد.

4 روش برای برخورد با شوهر بچه ننه

۲. تن به زندگی در خانه ی مادر شوهر ندهید.

 اگر او یک بچه ننه است، ایده ی خوبی نیست که با وی در خانه ی مادرش زندگی کنید. چرا که رابطه ی آن دو به عنوان مادر و پسر همیشه بر رابطه ی شما با هم ارجحیت خواهد داشت.

او در هر موضوعی طرف مادرش را می گیرد تا وی را ناراحت نکند. حتی ممکن است زمانی که شما باهم سر موضوعی توافق ندارید به خانه ی مادرش برورد (قهر کند!).

در این موارد ایجاد فاصله کمک خواهد کرد. سعی کنید هیچوقت  تبدیل به موجود اضافی رابطه ی دو نفر دیگر (مادر و پسر) نشوید.

اگر توانایی مالی برای داشتن خانه مستقل را ندارید و مجبورید با مادر شوهرتان زندگی کنید حتما تاریخی را برای پایان دادن به این وضعیت تعیین کنید.

با مادر شوهر خود مقابله و بحث نکنید.

 شما هرگز نباید پیش مادرشوهر خود بروید و از او بخواهید کمتر در زندگی شما دخالت کند. اگر می خواهید درباره این مسایل با کسی صحبت کنید تنها فرد مناسب همان شوهرتان است.

اما سعی کنید بدون بحث و جدل و خشونت باشد. بهتر است درباره این موضوع با مهربانی صحبت کنید و به او بگویید نسبت به رابطه او و مادرش احساس حسادت می کنید و دوست دارید زمان بیشتری را با هم سپری کنید.

به او یادآوری کنید که مادرش را دوست دارید و مخالف رفت و آمد با او نیستید اما او نباید در تمام فعالیت ها و قرارهای خصوصی شما شرکت کند فقط به خاطر این که تنهاست و یا از لحاظ احساسی کمبود دارد.

برایش توضیح دهید که شما نمی خواهید مادرش را از زندگی خود بیرون کنید، اما هر دوی شما نیاز به زمانی برای ارتباط بیشتر با هم دارید.

4 روش برای برخورد با شوهر بچه ننه

۴. به مادرش اجازه ندهید که برای زندگی شما تصمیم گیری کند.

 مادر شوهر شما ممکن است برای همسرتان تصمیم گیری کند. چرا که او با این مسئله مشکلی ندارد. مادر همسرتان ممکن است در انتخاب لباس، غذا، و حتی شغل وی نظر بدهد.

اما شما نباید اجازه دهید که مادرش در مورد انتخاب هایی که شما به صورت انفرادی و یا به عنوان یک زوج دارید تصمیم گیرنده باشد.

مادرشوهر شما نباید در مورد تصمیمات مالی، شغلی، شیوه تربیت فرزند و چگونگی گذران تعطیلات شما دخالت داشته باشد مگر اینکه شما از بخواهید.

خلاصه و جمع بندی

اگر شوهر شما زیاد از حد به مادر خود وابسته است، بسیار مهم است که به تبعات ناشی از این وابستگی به زندگی زناشویی خودتان نگاه کنید.

احتمالا قبل از ازدواج این نشانه ها را در شوهر خود نادیده گرفته یا متوجه نشدید اما حالا که متوجه آن شدید باید سریعتر و قبل از آنکه شرایط مزمن تر شود به آن رسیدگی کنید. اگر تلاش شما در راستای حل و رفع این مشکل جواب نداد بهتر است از یک مشاوره ازدواج کمک بگیرید.

باورهای درست و غلط درباره خود ارضایی

مساله خود ارضایی هنوز به عنوان مساله ای بحث برانگیز برای بسیاری افراد است، تا حدی که حتی در نزدیکترین روابط عاشقانه هم هنوز اختلافاتی در این زمینه وجود دارد.

مساله آزار دهنده ای که بیشتر همسران ازآن شاکی هستند این است که چرا که با وجود داشتن رابطه جنسی منظم، باز هم همسرانشان چنین کاری می کنند؟

جالب اینکه در این باره، مردان نظری کاملا مخالف دارند؛ آنها می گویند که اتفاقا، دیدن یا دانستن خود ارضایی همسرانشان باعث برانگیخته شدن و تحریک بیشتر آنها می شود! اما برعکس زنان از این مساله اصلا خوشحال نیستند.

در هر صورت، باید بدانیم که به رغم باورهای نادرست بسیاری که در رابطه با خود ارضایی وجود دارد، انجام آن حتی با وجود داشتن روابط جنسی منظم، برای مردان و‌ حتی زنان امری غیر عادی به شمار نمی آید.

باورهای درست و غلط درباره خود ارضایی

حرف و‌ حدیث های زیادی در مورد خود ارضایی وجود دارد، اما خلاصه تحقیقات انجام شده در این زمینه می گوید تا زمانی که انجام آن لطمه ای به رابطه جنسی و میزان صمیمیت شما با شریک زندگی تان نزند ایرادی ندارد. و به خودی خود، نه مشکل جسمی، ‌نه روحی و ‌نه حتی تهدیدی برای سلامت جسمی شما محسوب نمی شود.

دکتر دمینیک رشو می گوید: در گذشته این کار عملی شیطانی و‌ مسبب بسیاری از بیماریهای روانی، ضعف جسمانی، و‌حتی مرگ شناخته می شد، در حالی که امروزه بعنوان یک جنبه طبیعی از رشد جنسی انسان شناخته شده است.

واقعیاتی درباره خود ارضایی

خود ارضایی

  • باعث ریزش موهای شما نمی شود.
  • نه چشم شما را ضعیف می کند و نه شما را نابینا می کند.
  • باعث آکنه نمی شود.
  • باعث کوچکی آلت تناسلی شما نمی شود.
  • فرد را دیوانه نمی کند.
  • باعث سرطان نمی شود.
  • خود آزاری به حساب نمی آید.
  • مقدمه هم جنس گرا شدن نیست.
  • مانعی برای رشد اجتماعی و احساسی شما نیست.
  • اکثر افراد از خود ارضایی خود خجالت زده اند
  • هر فرد به اندازه نیاز جنسی خود اقدام به خود ارضایی می کند و میزان مشخصی ندارد و برای افراد مختلف متفاوت است.
  • باعث رشد مو در کف دست تان نمی شود.
  • شما را دچار بیماری های مقاربتی نمی کند.
  • مانعی در زندگی اجتماعی یا عاطفی شما نیست.

با وجود اینکه در مورد ضرر های خود ارضایی باورهای نادرست زیادی وجود دارد، از دیدگاه پزشکی و سلامتی خود ارضایی هیچ گونه مشکل جسمی و روحی ایجاد نمی کند. کارشناسان براین باورند که پس از ازدواج هم تا زمانی که بر کیفیت روابط جنسی شما با همسرتان اثر نامطلوبی نگذارد، اشکال ندارد.

خود ارضایی زمانی مشکل محسوب می شود که

  • زندگی روزانه شما و یا زندگی مشترک تان لطمه وارد کند و یا جایگزین رابطه جنسی شما با همسرتان شود.
  • یا تبدیل به یک عادت وسواسی غیر قابل کنترل شده باشد.

اگر بر اساس آنچه که تا اینجا گفتم فکر می کنید ممکن است شما مشکل خود ارضایی داشته باشید، بهتر است از یک سکس تراپیست کمک بگیرید.

خود ارضایی در افراد متاهل

خود ارضایی در افراد متاهل

همانطور که گفته شد اگر خود ارضایی در رابطه عاطفی و جنسی زوج خدشه ای وارد نکند مشکل محسوب نمی شود. با اینحال هنوز برای بسیاری از زوج ها مساله نگران کننده ای محسوب می شود و یکی از دلایل بحث و جدل بین زوج ها می تواند باشد.

تنها در یک مورد می توان خود ارضایی را برای زندگی مشترک مشکل آفرین خواند و  آن زمانی است  که یکی از زوجین انجام خود ارضایی را به داشتن رابطه جنسی با همسرش ترجیح بدهد.

در سال 2013 یک نظر سنجی غیر رسمی در وب سایت TheMarriageBed درباره خود ارضایی افراد متاهل انجام شد.

نتیجه قابل توجه این بود که ۸۵ درصد از آقایان اظهار داشتند که در سه ماه گذشته خود ارضایی داشته اند در حالی که فقط ۱۵ درصد از همسران شان از این قضیه آگاه بودند.

سوالی که در اینجا پیش می آید این است که: پس تکلیف زوج هایی که در مورد تعداد دفعات و فراوانی در سکس توافق نظر ندارند چه می شود؟

پاسخ برخی از سکس تراپیست ها این گونه است: چون انجام این کار می تواند بخشی از نیاز جنسی یکی از زوجین را برآورده کند می تواند از بروز خیانت جلوگیری کند.

احساس بی کفایتی

همسرانی که خود ارضایی نمی کنند وقتی متوجه می شوند که همسرشان اقدام به این کار می کند، بسیار احساس نارضایتی کرده و خود را سرزنش می کنند؛ چون حس می کنند همسرشان از رابطه جنسی شان خسته یا ناراضی است که چنین کاری انجام می دهد.

واقعیت این است  که گفتن یا نگفتن خود ارضایی به همسرتان یک قضیه کاملا شخصی است و به خودتان بستگی دارد؛ اما چیزی که مهم است این است که اگر  متوجه انجام آن توسط همسرتان شدید به هیچ وجه خود را سرزنش نکرده و این را پای بی کفایتی خود در سکس نگذارید.